مأموران در تحقیقات اولیه پی بردند، ضارب پسر جوانی به نام کریم ساکن یکی از روستاهای اطراف تهران بوده که به سحر علاقهمند شده و پس از شنیدن جواب منفی از سوی زن جوان، وی را به قتل رسانده است.
۲۳ مطلب
مأموران در تحقیقات اولیه پی بردند، ضارب پسر جوانی به نام کریم ساکن یکی از روستاهای اطراف تهران بوده که به سحر علاقهمند شده و پس از شنیدن جواب منفی از سوی زن جوان، وی را به قتل رسانده است.
۱۱ سال قبل مردی در جریان یک درگیری زنی را به قتل رساند و به قصاص محکوم شد. در طول این سالها ۸ نفر از اولیای دم مقتول خواهان قصاص شدند و ۴ بار مرد میانسال به پای چوبهدار رفت. اما هر بار با تلاش واحد صلح و سازش مهلت گرفت.
متهم گفت: من و محمود (مقتول) چند سالی است که باهم دوست هستیم و آن روز هم با هم قرار گذاشتیم تا برای شکار به یکی از مناطق جنگلی اطراف تهران برویم. قبل از آن دبه آبی را به عنوان سیبل در فاصله چند ده متری قرار دادیم. ابتدا محمود چند گلوله شلیک کرد و نتوانست به دبه بزند. بعد من اسلحه را گرفتم تا دبه را نشانه بگیرم که به یکباره گلوله به محمود خورد و در دم فوت کرد.
رئیس کل دادگستری استان فارس اظهار داشت: با توجه به اصرار اولیای دم مرحوم رنجبر بر اجرای حکم قصاص و عدم تمایل آنان بر بخشش محکوم، با فراهم شدن مقدمات اجرا مجازات قصاص قاتل شهید رنجبر با حضور اولیای دم راس ساعت ۵:۴۰ صبح امروز در محل وقوع جنایت به اجرا درآمد.
عامل این جنایت مسلحانه در جلسات بازپرسی ضمن اقرار صریح به قتل رئیس وقت دایره مبارزه با جرایم خشن پلیس آگاهی و مجروح کردن برادر وی گفت: من در زندان به سیدجعفر میگفتم ما همشهری هستیم! چرا هوای مرا نداری و مدام نزد دیگر زندانیان تخریبم میکنی؟ به او گفتم، من از خانواده مقتول رضایت گرفتم و از زندان آزاد شدم، اما تو کار خوبی نکردی که هوای مرا در زندان نداشتی!
حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد بیست و سوم اسفند سال ۹۵ بود که اهالی بولوار سازمان آب با مشاهده دود غلیظ و شعلههای آتش که از یک ساختمان آپارتمانی در خیابان شهید اسفندیانی ۱۲ زبانه میکشید، هراسان از خانه هایشان بیرون دویدند.
این حادثه تلخ از تابستان سال ۹۸ و در یکی از روستاهای شهرستان رشتخوار از توابع استان خراسان رضوی هنگامی رخ داد که مرد چوپان با دیدن دست زخمی همسرش، پیگیر ماجرا شد.
با شکایت وی، مرد خیاط خیلی زود بازداشت شد وبه اتهام زنای به عنف با زن متأهل در شعبه هشتم دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغرزاده وبا حضور قاضی توکلی مستشار شعبه هشتم دادگاه کیفری تحت محاکمه قرار گرفت.
رسیدگی به این پرونده از بیستم اردیبهشت سال 96 در پی مرگ کارمند جوان شعبه مؤسسه مالی واعتباری آرمان در شهر کرج شروع شده بود.
12 اسفند سال 94 مرد جوانی در تماس با پلیس از ناپدید شدن برادرش خبر داد و گفت: «ساعتی قبل با برادرم «مهدی» تماس گرفتم که متوجه شدم سوار خودرویش است.درحال حرف زدن به من گفت به خانهاش در غرب تهران میرود. اما متأسفانه ساعاتی بعد متوجه شدم او به خانهاش نرفته و تلفن همراهش را نیز بعد از آخرین تماسمان پاسخ نمیدهد. حالا هم شک ندارم برایش اتفاق تلخی افتاده است.»